بازگشت به فهرست مقالات

    Eigenfaces for Recognition

    Matthew TurkAlex Pentland
    📅 1991🏛 Journal of Cognitive Neuroscience, جلد ۳، شماره‌ی ۱، صفحات ۷۱ تا ۸۶ (MIT Press) — https://doi.org/10.1162/jocn.1991.3.1.71
    مسئله

    تشخیص چهره پیش از این مقاله معمولاً بر اندازه‌گیری دستی ویژگی‌هایی مانند فاصله‌ی چشم‌ها یا شکل بینی تکیه داشت که هم شکننده بود و هم کند. مسئله این بود که چگونه می‌توان چهره را با نمایشی فشرده و قابل‌محاسبه در زمان نزدیک به بلادرنگ بازشناسی کرد.

    روش

    نویسندگان هر تصویر چهره را یک بردار در فضایی با ابعاد بسیار بالا در نظر گرفتند و با تحلیل مؤلفه‌های اصلی، بردارهای ویژه‌ی مجموعه‌ی چهره‌ها را استخراج کردند. این بردارهای ویژه که خودشان شبیه چهره‌اند و eigenface نام گرفتند، یک زیرفضای کم‌بعد می‌سازند و هر چهره با چند ضریب روی این زیرفضا توصیف می‌شود.

    یافته

    بازشناسی چهره به مقایسه‌ی چند ضریب عددی فروکاسته شد و سیستم توانست در زمان نزدیک به بلادرنگ سر فرد را دنبال و او را شناسایی کند. همچنین نشان داده شد که سیستم می‌تواند چهره‌های جدید را بدون نظارت یاد بگیرد و ذخیره‌سازی به‌جای کل تصویر، فقط به چند ضریب نیاز دارد.

    محدودیت‌ها

    روش به تغییرات نور، زاویه‌ی سر و مقیاس بسیار حساس است و پیش‌پردازش و هم‌ترازسازی دقیق تصویر را لازم دارد. چون فقط تنوع کلی داده را می‌گیرد و نه تفاوت میان افراد را، در مجموعه‌های بزرگ و شرایط طبیعی کارایی‌اش افت می‌کند؛ روش‌های بعدی مانند fisherfaces و شبکه‌های عمیق برای همین محدودیت‌ها ساخته شدند.

    کاربرد عملی

    این مقاله الگوی مرجعِ استفاده از بردارهای ویژه برای کاهش بُعد در بینایی ماشین است و هنوز به‌عنوان خط پایه و ابزار آموزشی به کار می‌رود. برای ربات دوربین‌دار مورد نظر کاربر، همین ایده کاربرد مستقیم دارد: به‌جای پردازش کل تصویر صفحه‌نمایش، می‌توان زیرفضای چند بعدی از الگوهای پرتکرار رابط کاربری ساخت و تطبیق آیکون‌ها را با مقایسه‌ی چند ضریب و با هزینه‌ی محاسباتی بسیار پایین انجام داد.

    📇 فلش‌کارت خلاصه — 13 فیلد تحلیلی برای این مقاله

    خلاصه

    این مقاله نشان داد می‌توان چهره‌ها را به‌عنوان نقاطی در یک فضای برداری دید و با بردارهای ویژه‌ی همان فضا، هر چهره را با تعداد کمی ضریب توصیف کرد. نتیجه، یک سامانه‌ی بازشناسی چهره‌ی سریع و قابل یادگیری بود.

    نمای سریع

    بازشناسی چهره با تصویر کردن تصاویر روی زیرفضای بردارهای ویژه‌ی مجموعه‌ی چهره‌ها.

    یافته‌های کلیدی

    بازشناسی چهره به مقایسه‌ی چند ضریب عددی فروکاسته شد و سیستم توانست در زمان نزدیک به بلادرنگ سر فرد را دنبال و او را شناسایی کند. همچنین نشان داده شد که سیستم می‌تواند چهره‌های جدید را بدون نظارت یاد بگیرد و ذخیره‌سازی به‌جای کل تصویر، فقط به چند ضریب نیاز دارد.

    هدف

    هدف، ساخت سامانه‌ای بود که بتواند سر فرد را در زمان نزدیک به بلادرنگ پیدا و دنبال کند و هویت او را با مقایسه‌ی نمایشی فشرده از چهره تشخیص دهد.

    روش

    نویسندگان هر تصویر چهره را یک بردار در فضایی با ابعاد بسیار بالا در نظر گرفتند و با تحلیل مؤلفه‌های اصلی، بردارهای ویژه‌ی مجموعه‌ی چهره‌ها را استخراج کردند. این بردارهای ویژه که خودشان شبیه چهره‌اند و eigenface نام گرفتند، یک زیرفضای کم‌بعد می‌سازند و هر چهره با چند ضریب روی این زیرفضا توصیف می‌شود.

    نتایج

    نمایش مبتنی بر eigenface هم حجم ذخیره‌سازی و هم هزینه‌ی مقایسه را به‌شدت کاهش داد و امکان افزودن چهره‌های تازه به‌صورت بدون نظارت را فراهم کرد.

    نتیجه‌گیری

    نویسندگان نتیجه گرفتند که بازشناسی چهره را می‌توان به‌جای مسئله‌ای سه‌بعدی و هندسی، به‌عنوان یک مسئله‌ی دوبعدی و آماری در یک زیرفضای کم‌بعد حل کرد.

    مفاهیم کلیدی

    بردار ویژه، تحلیل مؤلفه‌های اصلی، بینایی ماشین، تشخیص چهره، کاهش بُعد

    مطالعه‌ی بیشتر

    https://doi.org/10.1162/jocn.1991.3.1.71

    تحلیل

    این مقاله یکی از پراستنادترین کارهای تاریخ بینایی ماشین است و پلی میان جبر خطی و ادراک بصری ساخت. ایده‌ی مرکزی آن، یعنی یافتن زیرفضای کم‌بعدی که داده در آن زندگی می‌کند، هنوز در قلب یادگیری بازنمایی حضور دارد.

    محدودیت‌ها

    روش به تغییرات نور، زاویه‌ی سر و مقیاس بسیار حساس است و پیش‌پردازش و هم‌ترازسازی دقیق تصویر را لازم دارد. چون فقط تنوع کلی داده را می‌گیرد و نه تفاوت میان افراد را، در مجموعه‌های بزرگ و شرایط طبیعی کارایی‌اش افت می‌کند؛ روش‌های بعدی مانند fisherfaces و شبکه‌های عمیق برای همین محدودیت‌ها ساخته شدند.

    کارهای آینده

    نویسندگان به گسترش روش برای مقاوم‌سازی در برابر تغییر زاویه، نور و مقیاس، و همچنین پیوند نزدیک‌تر میان مدل محاسباتی و شواهد عصب‌شناختی ادراک چهره اشاره کردند.

    کاربرد عملی

    این مقاله الگوی مرجعِ استفاده از بردارهای ویژه برای کاهش بُعد در بینایی ماشین است و هنوز به‌عنوان خط پایه و ابزار آموزشی به کار می‌رود. برای ربات دوربین‌دار مورد نظر کاربر، همین ایده کاربرد مستقیم دارد: به‌جای پردازش کل تصویر صفحه‌نمایش، می‌توان زیرفضای چند بعدی از الگوهای پرتکرار رابط کاربری ساخت و تطبیق آیکون‌ها را با مقایسه‌ی چند ضریب و با هزینه‌ی محاسباتی بسیار پایین انجام داد.

    ارجاعات (این مقاله از این‌ها استفاده کرده) (0)

    ارجاعی ثبت نشده است.

    ارجاع‌شده توسط (0) ▶

    هنوز مقاله‌ای به این ارجاع نداده است.

    مسیر یادگیری پیش‌نیاز این مقاله